|
سلام سلام سلام سلام .................... . خوفین خوشگلا ؟ چه خبرا ؟
همتون می دونین دیگه ما الان تو اوج خوشبختی به سر می بریم خدا شانس بده ، اینجور وقتا هم بده ! حالا هی بشینین درس بخونین ، هی تعطیل کنن ضایع بشین ایشا.... همیشه از این خبرا و اینا و اینا واینا باشه . راستی ولنتاین آیندتونم مبارک باشه . تاریخ دقیقش رو نمی دونم هر کی یه چیزی می گه اما حالا کلا مبارک باشه ( بالاخره روز عاشقاس دیگه )! خوب بی خیال . بریم سر اصل مطلب : یَک روز بَر خانه نشسته بودیم داشتیم تخمه نَ می خوردیم ، یَک دفعَه دیدیم تیلیفینیم زنگ زد ( فکر کردی من می گم ها کیسه ؟! نه بابا ، تلفن که شماره انداز داره )گوشی رَا برداشتم گفتم هاااا الهام خوبی ؟ گفت ها ! گفتم خوب چَکار داری ؟ گفته فردا امتحان هستَه ؟ نیستَه ؟ گفتم نَمی دانم ! یَک لحظه گوشی دستَت . همان جا کنار دستم کامپیوترَ روشن کردم هاا دیگه وصل شدیم بَر اینترنت و یَک PM دادیم بر خانوم م..... !!! گفت ها ، سلام . خوبی hichkas ؟ در سلامتی کامل به سر می بری هو ؟ گفتم هو !! گفتم فردا مدرسه چَکار کنیم ؟ امتحان هستَه ؟ نیستَه ؟ گفت هاااااااااااااااااا ، تعطیل هستَه ! دیگه فرصت خداحافظی و ByE و ...... نبود . دیگه به الهام گفته کردم که فردا تعطیل هستَه و ... ! الهامم از همان جا یَک طیاره دربست گرفت بَسَه دیگه ! حالا شما خوب هستین ؟ در سلامتی کامل به سر می برین هو ؟
دیگه دارم می رم . مامانم دارن صدام می کنن ، می گن برم آماده بشم بریم روضه
عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد. بکوشیم حسین دل به دست یزید نفس لب تشنه شهید نشود
بای بای فعلا ! |
|
|
