تبليغاتX
!!!! IQ ها!!!! (فرزانگان یزد) - تنهای تنها !
تنهای تنها !
  با من شوخی نکن !

چشم خسته , بسته مي شود       اما         قلب خسته  , مي ايستد

بگذار در دور دست

جزيي از خيال باشم

مثل كشتي

دور كه هستم شاعرم

پشت به خورشيد , جزيي از افق


هر شب كه مي خواهم بخوابم

مي گويم , صبح كه آمدي با شاخه اي گل سرخ

وانمود مي كنم هيچ دلتنگ نبوده ام

صبح كه بيدار مي شوم

مي گويم , شب, با چمداني بزرگ مي آيد و ديگر نمي رود .


 هر كه را از دور مي بينم گلويم خشك مي شود

مي ترسم نكند اين بار اشتباه نگرفته باشم

................ !

من به دنبال تو مي آيم , تو هم از من بگريز

بگذار ديرتر بميرم .

پس ........................

پس مرا ترك گوی !

  فقط بگذار به دنبالت بيايم , شايد اندكي ديرتر بميرم

 
آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)